وصال دولت بیدار                        

۱۰ شهریور ، زادروز سروش ، فرزند ارشد و برومندمان است که غزل زیر را

 سال گذشته به مناسبت زادروزش سرودم:

--------------

جناب حضرت آقای مستطاب ، سروش

سلام بر تو اَلا شمع آفتاب ، سروش

تو گام خویش بسی استوار در عالم

نهاده ، لیک نکردی تو انتخاب ، سروش

تو آمدی به جهان تا جهان کنی آباد

و این جهان همه تشویش و اضطراب ، سروش

تو گام نهادی بدین جهان به خیر و خوشی

قدومِ ناب تو ، یاقوت و دُرّ ناب ، سروش

برای بنده ی خاص خدای ، تکلیف است :

به قدر همّت خود، کار بی حساب ، سروش

خِرد که منشأ خیر است و عشق موجب شور

میان این دو تعادل بیاب ، سروش

شتاب قافله ی عُمر ، بین چو گَردِ سوار

به کار خیر و سعادت بکن شتاب ، سروش

غنیمتی شِمُر اوقات عمر و عقربه ها

بکن معامله با لحظه های ناب ، سروش

پس از ملازمت این و آن و کار جهان

بجوی خیر خود از هر صواب ، سروش

وَ دل به کس مده ، هان ، کلّ مدّعٍ کذّآب ۱

وَ روی دوست بوَد ، شمع آفتاب ، سروش

« دریغ و درد که تا این زمان ندانستم » ۲

که التفات نماید خدا ، به هر شباب ، سروش

هزار و سیصد و پنجاه و هشت سال از هجرت

گذشت ، تا که ولادت شُدَت ، حساب ، سروش

به اعتدال بهارانِ ماه شهریور

دهُم گذشت تو را، تا شد احتساب ، سروش

وصال دولت بیدار بادت ای فرزند

« هزار صف زِ دعا های مستجاب ، سروش » ۲

بابا علی

۱۰ شهریور ۱۳۹۱

....................................................................

۱ ) هرمدّعی ، دروغگو است .

۲ ) حافظ